رفته بودم فروشگاه...

        یکی از این فروشگاه بزرگا , اسم نمیبرم تبلیغ نشه براش ! یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید، پسره هی زِر زٍر می کرد. پیرمرد می گفت: آروم باش فرهاد، آروم باش عزیزم! جلوی قفسه ی خوراکی ها، پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد .. پیر مرده گفت: آروم فرهاد جان، دیگه چیزی نمونده خرید تموم بشه. دم صندوق پسره چرخ دستی رو کشید چندتا از جنسها افتاد رو زمین، پیرمرده باز گفت: فرهاد آروم! تموم شد، دیگه داریم میریم بیرون! من کف بُر شده بودم.
 
 
        بیرون رفتم بهش گفتم آقا شما خیلی کارت درسته این همه اذیتت کرد فقط بهش گفتی فرهاد آروم باش! پیرمرده با این قیافه :| منو نگاه کرد و گفت: عزیزم، فرهاد اسم مَنه! اون تُخم سگ اسمش سیامکه !!
 
با آرزوی موفقیت... روباه قرمز
 

   + REDFOX-MZ - ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

بیان عشق

         روزی آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تکراری برای بیان عشق،بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می کنند.برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین پسری برخاست و پیش از اینکه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخکوب شدند.

یک قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات کوچکترین حرکتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان که به اینجا رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد:نه!آخرین حرف مرد این بود که"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود." قطره های بلورین اشک،صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد یا فرار می کند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناک ،با فداکردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

 

با آرزوی موفقیت... روباه قرمز

   + REDFOX-MZ - ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

بعد از یک روز زن...!

        مردی ناخوش و خسته شده بود از اینکه باید هر روز به سر کار برود درحالیکه همسرش در خانه به سر میبرد و بعلاوه به او حسودیش شد، چرا که همسرش بسیاری تعاریف و آرزو و تبریک در روز زن دریافت کرده بود، دلش خواست که همسرش بفهمد که او چه کارهایی انجام می دهد؛ پس آرزو کرد: ...

  ادامه مطلب  
   + REDFOX-MZ - ٥:٤۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱

طرز تهیه یک کباب عالی (کباب قشقایی)

مواد لازم کباب قشقایی (جهت ۵-۴ نفر ) :

گوشت گوسفند یک کیلو
پیازچهار قاچ یک عدد


نان لواش دوتا سه عدد
روغن، نمک، فلفل به میزان لازم

طرز تهیه کباب قشقایی :

گوشت را با پیاز و ۵-۶ پیمانه آب در دیگ روی آتش به جوش بیاورید. کف گوشت را بگیرید، اندکی نمک و فلفل اضافه کنید، شعله را کم کنید، در دیگ را ببندید و ۲ ساعت یا کمی بیشتر بپزید تا گوشت نرم شود، ولی له نشود. در پایان پخت باید آب گوشت تمام شود، و گرنه در دیگ را بردارید و شعله را کمی زیاد کنید؛ سپس بردارید و کنار بگذارید.

یک پیمانه روغن در تابه بزرگی روی شعله ی ملایم داغ کنید. نان را به اندازه ای که در تابه جا بگیرد ببرید و در روغن سرخ کنید (خشک نشود)، سپس با کفگیر بردارید و در سینی بگذارید.گوشت پخته را در روغن داغ بگذارید و بچرخانید تا سرخ شود. با کفگیر بردارید و روی نان سرخ کرده بگذارید. داغ سر سفره ببرید.این کباب را با نان یا چلو ساده یا باقلا پلو و مانند آن می توان خورد.

 

با آرزوی موفقیت... روباه قرمز

   + REDFOX-MZ - ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۸ فروردین ۱۳٩۱

قول بده نخندی...!

بیائیم نخندیم . . .

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب

نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری

نخند...

  ادامه مطلب  
   + REDFOX-MZ - ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱

۶ باور غلط درباره آجیل!!!

        شما نیز ممکن است دچار اشتباهاتی درباره تهیه و مصرف آجیل شوید که در این جا به 6 مورد از آن ها پرداخته ایم.

1 - بعضی ها خیال می کنند آجیل ارزش غذایی ندارد و به قول معروف، شکم پرکن است!

اصلا این طور نیست! آجیل منبع سرشاری از پروتئین، آهن، روی، کلسیم، پتاسیم و بسیاری دیگر از مواد معدنی و ویتامین های آنتی اکسیدان است...

  ادامه مطلب  
   + REDFOX-MZ - ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩۱

تبریک سال نو با کارت پستال های زیبا

  ادامه مطلب  
   + REDFOX-MZ - ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱

رودخانه های رکورددار جهان

طولانی ترین رودخانه جهان

        رود نیل ، به طول 6 هزار و 650 کیلومتر واقع در شمال شرقی آفریقا و از 9 کشور اتیوپی، زئیر، کنیا، اوگاندا، تانزانیا، رواندا، برونئی، سودان، سودان جنوبی، مصر عبور می کند.

  ادامه مطلب  
   + REDFOX-MZ - ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠

سیـمیـن دانـشور بانوی رمان ایران، دنیا را بدرود گفت ...

         ادبیات ایران در این روزهای سرد و سخت زمستانی یکی دیگر از چهره‌های برجسته خود را از دست داد. چراکه سیمین دانشور نویسنده و مترجم مطرح ایران، اولین رییس کانون نویسندگان ایران و آخرین نویسنده پرتیراژ ادبیات سال‌های اخیر بود که در روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ در سن ۹۰ سالگی در تهران درگذشت...

  ادامه مطلب  
   + REDFOX-MZ - ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠

خطرناکترین مشاغل جهان

شما چقدر عاشق شغلتان هستید؟

آنقدر که حاضرید به خاطر آن فشار کاری و استرس و خطرات آن را تحمل کنید؟


         بعضی از مشاغل هر روز باعث مشکلاتی برای صاحبانشان می‌ شوند و یا حتی به آنها صدمه می‌ زنند، ولی صاحبان این نوع مشاغل دوباره مجبورند فردا صبح در محل کار خود حاضر باشند. خیلی‌ ها این واقعیت را درباره شغل‏شان می‌ دانند ولی حاضر نیستند حرفه ‌شان را عوض کنند. چون فکر می‌ کنند توانایی یاد گرفتن مهارت جدید را ندارند و یا اینکه دوباره از صفر شروع کردن برایشان دشوار است. اما همیشه در میان شغل‌ ها، مشاغلی هستند که علاوه بر سختی، خطراتی را هم با خود به همراه دارند و بیش از سایر مشاغل باعث آسیب‌ های جسمی یا روحی می‌ شوند. بر اساس آخرین طبقه بندی های کارشناسان مشاغلی را که از نظر جسمی، بیش از شغل‌ های دیگر موجب آسیب هایی می‌ شوند را به عنوان شغل های خطرناک نامگذاری کرده اند که این مشاغل را می توان به ترتیب زیر نام برد...

  ادامه مطلب  
   + REDFOX-MZ - ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠